انواع فولاد | جدول خواص مکانیکی، آنالیز و عملیات حرارتی فولادها - ماتسوکو
انواع فولادهای صنعتی؛ جدول کامل آنالیز، خواص مکانیکی، معادل DIN، EN، AISI، SAE، ASTM، JIS،…
عملیات حرارتی فولاد مجموعهای از فرآیندهای کنترلشده گرمایش، نگهداری و سرمایش است که برای تغییر ریزساختار و دستیابی به خواص مکانیکی موردنظر انجام میشود. از آنیل و نرمالهکردن فولادهای کمکربن گرفته تا سختکاری و تمپر فولادهای آلیاژی، سمانتاسیون فولادهای چرخدنده، نیتراسیون، سختکاری القایی، عملیات حرارتی فولاد سردکار و گرمکار، هر فرآیند هدف مشخصی دارد.
انتخاب عملیات حرارتی مناسب فقط به نام فولاد وابسته نیست؛ درصد کربن، عناصر آلیاژی، سختیپذیری، ابعاد قطعه، شکل هندسی، خواص موردنیاز، محیط کاری، احتمال اعوجاج و روش تولید نیز باید همزمان بررسی شوند.
در این راهنمای جامع، روشهای عملیات حرارتی برای فولادهای کمکربن، متوسطکربن، پرکربن، آلیاژی، سمانته، Q&T، فولادهای سردکار، گرمکار، قالب، فنر، بلبرینگ، فولاد زنگنزن و فولادهای ویژه بررسی شده است.
عملیات حرارتی به مجموعه فرآیندهایی گفته میشود که طی آن قطعه فولادی تحت یک سیکل کنترلشده گرمایش، نگهداری در دمای مشخص و سرمایش با نرخ مشخص قرار میگیرد تا ریزساختار و در نتیجه خواص مکانیکی آن تغییر کند.
هدف میتواند افزایش سختی، استحکام، مقاومت سایشی، مقاومت خستگی، چقرمگی، شکلپذیری، ماشینکاریپذیری یا پایداری ابعادی باشد.
عملیاتهایی مانند آنیل، نرماله، کوئنچ، تمپر، سمانتاسیون، نیتراسیون، کربنیتراسیون، سختکاری القایی و شعلهای از مهمترین فرآیندهای مورد استفاده برای فولادها هستند.
تقریباً هر سیکل عملیات حرارتی را میتوان به سه مرحله اصلی تقسیم کرد:
نمودار مفهومی دما–زمان:
دمای بالا ────────────────┐
│ نگهداری
─────┘
╱
╱ گرمایش
──────────────╯ ╲
╲ سرمایش
╲──────── دمای محیط
نکته: شکل واقعی سیکل برای آنیل، نرماله، کوئنچ، تمپر، سمانتاسیون و سایر فرآیندها متفاوت است.
عملیات حرارتی در اصل کنترل ریزساختار است. مهمترین ساختارهایی که در فولادهای عملیات حرارتیشده مشاهده میشوند عبارتاند از:
| ساختار | روش تشکیل معمول | ویژگی اصلی |
|---|---|---|
| فریت | سرمایش آهسته / تعادلی | نرم و شکلپذیر |
| پرلیت | سرمایش کنترلشده آستنیت | تعادل مناسب سختی و استحکام |
| سمنتیت | ترکیب آهن و کربن | سخت و ترد |
| بینیت | سرمایش در محدوده مناسب | استحکام و چقرمگی مناسب |
| مارتنزیت | کوئنچ سریع آستنیت | سختی بسیار بالا |
| مارتنزیت تمپرشده | کوئنچ + تمپر | ترکیب سختی، استحکام و چقرمگی |
| آستنیت باقیمانده | تبدیل ناقص هنگام کوئنچ | میتواند بر پایداری ابعادی اثر بگذارد |
TTT یا Time-Temperature-Transformation رابطه زمان، دما و تبدیل آستنیت را در شرایط ایزوترمال نشان میدهد.
CCT یا Continuous Cooling Transformation رفتار تبدیل آستنیت را در هنگام سرمایش پیوسته نشان میدهد و برای طراحی سیکلهای واقعی عملیات حرارتی اهمیت زیادی دارد.
| نمودار | کاربرد |
|---|---|
| TTT | تحلیل تبدیل در دمای ثابت |
| CCT | تحلیل رفتار فولاد در سرمایش واقعی و پیوسته |
| Jominy | ارزیابی سختیپذیری |
برای انتخاب سرعت سرمایش و محیط کوئنچ، مفهوم سختیپذیری و نمودارهای تبدیل بسیار مهم است؛ به همین دلیل نمیتوان یک محیط کوئنچ واحد را برای همه فولادها توصیه کرد.
آنیل یکی از مهمترین عملیات حرارتی برای کاهش سختی، افزایش قابلیت ماشینکاری، کاهش تنش و ایجاد ساختار نسبتاً پایدار است.
گرمایش تا محدوده مناسب آستنیته → نگهداری → سردکردن آهسته داخل کوره.
ASM آنیل را فرآیندی برای کاهش سختی، بهبود ماشینکاری، کاهش تنش و دستیابی به ساختار مناسب معرفی میکند. برای فولادهای هیپویوتکتوئید، آنیل کامل معمولاً بالاتر از A3 و برای فولادهای هایپریوتکتوئید در محدوده مناسب بالاتر از A1 طراحی میشود.
در نرماله، فولاد تا محدوده آستنیتی گرم و سپس معمولاً در هوا سرد میشود. هدف اصلی ایجاد ساختار یکنواختتر، اصلاح دانهبندی و دستیابی به ترکیبی از استحکام و چقرمگی مناسب است.
نرماله معمولاً نسبت به آنیل به سرمایش سریعتری نیاز دارد و بنابراین ساختار نهایی و سختی آن معمولاً بالاتر از فولاد آنیلشده است.
تنشزدایی برای کاهش تنشهای پسماند ناشی از جوشکاری، ماشینکاری، ریختهگری، فورج یا عملیات قبلی انجام میشود.
در این فرآیند معمولاً قطعه تا دمایی پایینتر از دمای بحرانی مناسب گرم، نگهداری و سپس به شکل کنترلشده سرد میشود.
هدف تنشزدایی افزایش سختی نیست؛ هدف اصلی افزایش پایداری ابعادی و کاهش ریسک تغییر شکل بعدی است.
کرویسازی یا Spheroidizing برای تبدیل کاربیدها به شکل کرویتر در زمینه فریتی انجام میشود و بهویژه برای فولادهای پرکربن و برخی فولادهای ابزار اهمیت دارد.
مهمترین هدف آن کاهش سختی و افزایش قابلیت ماشینکاری قبل از عملیات سختکاری است.
این عملیات برای فولادهایی مانند خانوادههای پرکربن و برخی فولادهای ابزار سردکار اهمیت زیادی دارد.
سختکاری معمولاً شامل:
هدف، ایجاد مقدار موردنظر مارتنزیت و افزایش سختی و استحکام است.
فولادهای کمکربن معمولاً پتانسیل سختی مارتنزیتی محدودی دارند. برای دستیابی به سختی بالاتر ممکن است از کربوره/سمانتاسیون، کربنیتراسیون، نیتراسیون یا سختکاری سطحی استفاده شود.
کوئنچ یعنی سرمایش سریع یا کنترلشده فولاد آستنیتیشده در یک محیط مشخص.
| محیط | سرعت سرمایش | مزیت | ریسک |
|---|---|---|---|
| آب | زیاد | سختی بالا | اعوجاج و ترک بیشتر |
| آبنمک | بسیار زیاد | شکستن فیلم بخار و سرمایش سریع | ریسک بالاتر |
| روغن | متوسط | اعوجاج کمتر از آب | نیاز به کنترل روغن |
| پلیمر | قابل تنظیم | کنترل شدت کوئنچ | وابسته به غلظت و شرایط |
| هوا / گاز | کم تا متوسط | اعوجاج پایینتر | نیازمند فولاد مناسب |
نکته مهم: «آب همیشه سختتر میکند» یک قاعده ناقص است. آنچه مهم است رسیدن به نرخ سرمایش موردنیاز فولاد و قطعه است؛ اگر نرخ سرمایش بیش از حد باشد، ترک و اعوجاج افزایش مییابد.
فولاد کوئنچشده ممکن است بسیار سخت اما شکننده و دارای تنشهای داخلی بالا باشد. تمپر برای کاهش این مشکلات و ایجاد تعادل مناسب بین سختی، استحکام و چقرمگی انجام میشود.
تمپر معمولاً پس از سختکاری انجام میشود و دمای آن بر اساس گرید و خواص هدف انتخاب میشود.
| دمای تمپر | روند عمومی خواص |
|---|---|
| پایین | حفظ سختی بالا، چقرمگی محدودتر |
| متوسط | تعادل سختی و چقرمگی |
| بالا | چقرمگی بیشتر و سختی پایینتر |
توجه: فولادهای آلیاژی خاص ممکن است رفتار تمپر متفاوتی داشته باشند و برخی از آنها پدیدههایی مانند secondary hardening نشان دهند.
Q+T مخفف Quenching + Tempering است و یکی از مهمترین سیکلهای عملیات حرارتی فولادهای متوسطکربن و آلیاژی محسوب میشود.
سیکل کلی:
آستنیته → کوئنچ → تمپر
هدف Q+T ایجاد مارتنزیت تمپرشده با ترکیب مناسبی از استحکام، سختی و چقرمگی است.
| فولاد | کاربرد متداول | عملیات معمول |
|---|---|---|
| C45 / CK45 | شفت، محور، قطعات مکانیکی | Q+T یا سختکاری سطحی |
| 4140 / 42CrMo4 | شفت، چرخدنده، قطعات پرتنش | Q+T |
| 4340 / 34CrNiMo6 | محورها و قطعات بار بالا | Q+T |
| 50CrV4 | فنر و قطعات الاستیک | سختکاری + تمپر |
مارتمپرینگ یا Martempering / Marquenching برای کاهش تنش و اعوجاج ناشی از کوئنچ سریع استفاده میشود.
در این روش قطعه پس از آستنیته به محیطی با دمای کنترلشده منتقل میشود و برای مدت مناسب نگهداری میگردد تا اختلاف دمای داخلی و خارجی کاهش یابد؛ سپس ادامه سرمایش و در نهایت تمپر انجام میشود.
این فرآیند برای قطعاتی که کنترل اعوجاج در آنها اهمیت زیادی دارد مفید است.
در آستمپرینگ، فولاد در محدودهای نگه داشته میشود که ساختار موردنظر، معمولاً بینیت، تشکیل شود.
مزیت اصلی این روش در برخی کاربردها کاهش اعوجاج و ایجاد ترکیب مناسب استحکام و چقرمگی است.
در قطعاتی مانند چرخدنده، پینیون، شفت و قطعات انتقال قدرت، گاهی لازم است سطح بسیار سخت و مقاوم به سایش باشد اما مغز قطعه همچنان چقرمه باقی بماند.
برای این هدف از روشهایی مانند:
استفاده میشود.
در کربوره، کربن به لایه سطحی فولاد کمکربن یا فولاد مخصوص سمانتاسیون نفوذ میکند. سپس با سختکاری مناسب، سطح به سختی بالا میرسد و مغز چقرمه باقی میماند.
| فولاد | شماره مواد رایج | کاربرد |
|---|---|---|
| 16MnCr5 | 1.7131 | چرخدنده و پینیون |
| 20MnCr5 | 1.7147 | چرخدنده و شفت |
| 18CrNiMo7-6 | 1.6587 | چرخدندههای سنگین |
| 20NiCrMo2-2 / 8620 | 1.6523 | چرخدنده و قطعات انتقال قدرت |
در نیتراسیون، نیتروژن به سطح فولاد نفوذ کرده و با عناصر آلیاژی مناسب ترکیبات و ساختار سختی ایجاد میکند.
برخلاف کربوره، نیتراسیون معمولاً در دمای پایینتری نسبت به آستنیتهکردن فولاد انجام میشود و برای قطعاتی که کنترل اعوجاج و سختی سطحی اهمیت دارد بسیار کاربردی است.
در Induction Hardening سطح قطعه با میدان الکترومغناطیسی به سرعت گرم شده و سپس در شرایط مناسب کوئنچ میشود.
این روش برای ایجاد لایه سخت روی قطعاتی مانند شفت، چرخدنده، محور، بادامک و قطعات انتقال قدرت بسیار کاربردی است.
عمق سختکاری به عواملی مانند فرکانس، توان، زمان، هندسه قطعه، خواص الکتریکی و حرارتی فولاد و سیکل کوئنچ وابسته است و نمیتوان فقط با فرکانس، عمق نهایی را تعیین کرد.
مشاهده راهنمای هیتر القایی صنعتی
در سختکاری شعلهای، سطح قطعه با شعله تا محدوده آستنیته گرم و سپس کوئنچ میشود.
این روش برای قطعات بزرگ و سطوحی که دسترسی مناسب دارند کاربرد دارد و در برخی موارد جایگزین اقتصادی سختکاری القایی است.
فولادهای کمکربن معمولاً قابلیت سختکاری عمقی محدودی دارند؛ بنابراین در بسیاری از قطعات، سختکاری حجمی گزینه مناسبی نیست.
| هدف | روش پیشنهادی |
|---|---|
| افزایش شکلپذیری | آنیل |
| اصلاح ساختار | نرماله |
| کاهش تنش | تنشزدایی |
| سختی سطح + مغز چقرمه | کربوره / سمانتاسیون |
| سختی سطحی با اعوجاج کم | کربنیتراسیون یا روش مناسب سطحی |
عناصر آلیاژی مانند Cr، Ni، Mo، Mn و V میتوانند سختیپذیری، پایداری فازها و رفتار تمپر را تغییر دهند.
یکی از فولادهای بسیار رایج برای شفت، محور، قطعات تحت بار و تجهیزات صنعتی است. عملیات Q+T برای بسیاری از کاربردها انتخاب اصلی است و در کاربردهای سطحی میتوان از نیتراسیون یا سختکاری القایی مناسب استفاده کرد.
برای قطعات با نیاز به استحکام و چقرمگی بالا کاربرد دارد. کنترل صحیح آستنیته، کوئنچ و تمپر در قطعات ضخیم اهمیت زیادی دارد.
فولاد فنر آلیاژی است که عملیات سختکاری و تمپر برای دستیابی به ترکیب مناسب استحکام، الاستیسیته و خستگی انجام میشود.
| فولاد | روش سطحی متداول | هدف | کاربرد |
|---|---|---|---|
| 16MnCr5 | Carburizing + Hardening + Tempering | سطح سخت + مغز چقرمه | چرخدنده |
| 20MnCr5 | Carburizing | مقاومت سایشی و خستگی | چرخدنده |
| 18CrNiMo7-6 | Carburizing + Hardening | عمق سختی و استحکام بالا | گیربکس سنگین |
| 8620 | Carburizing | پوسته سخت و مغز مقاوم | دنده و شفت |
فولادهای سردکار برای ابزارهایی طراحی میشوند که در دمای کاری نسبتاً پایین تحت سایش، فشار، ضربه یا تغییر شکل قرار دارند.
D2 یک فولاد ابزار سردکار پرکربن و پرکروم است که برای قالبها، پانچها، تیغهها و ابزارهای مقاوم به سایش استفاده میشود.
در عملیات حرارتی D2، پیشگرم، آستنیته، کوئنچ مناسب و تمپر کنترلشده اهمیت زیادی دارد و برای قطعات حساس کنترل اعوجاج باید از ابتدا در طراحی سیکل لحاظ شود.
O1 فولاد ابزار روغنسختشونده است و در ابزارهای برشی، قالبها و قطعاتی که سختی بالا و ابعاد کنترلشده موردنیاز است استفاده میشود.
S7 فولاد ابزار مقاوم به ضربه است و برای پانچها، قالبها و ابزارهایی که بار ضربهای دارند کاربرد دارد. در این فولاد، تعادل بین سختی و چقرمگی بسیار مهم است.
ASM فولادهای سردکار را به گروههای آبسختشونده، روغنسختشونده، هواسختشونده، پرکربن-پرکروم و فولادهای مقاوم به ضربه تقسیم میکند.
فولادهای گرمکار برای ابزارهایی مانند قالب فورج، قالب دایکست و ابزارهایی که در دمای بالا کار میکنند طراحی میشوند.
H13 یکی از شناختهشدهترین فولادهای گرمکار است و برای قالبهای دایکست آلومینیوم، ابزارهای فورج گرم و کاربردهای دمای بالا استفاده میشود.
پیشگرم مرحلهای → آستنیته → کوئنچ کنترلشده → تمپر، معمولاً چندمرحلهای در کاربردهای حساس
هدف، ایجاد سختی مناسب همراه با مقاومت به شوک حرارتی، ترک حرارتی و نرمشدن در دمای بالا است.
در فولادهای گرمکار، کنترل پیشگرم، آستنیته، کوئنچ، تمپر و اعوجاج اهمیت ویژهای دارد. ASM نیز این مراحل را بهعنوان بخشهای اصلی عملیات حرارتی فولادهای گرمکار معرفی میکند.
فولادهای پرکربن معمولاً ظرفیت دستیابی به سختی بالا را دارند، اما حساسیت آنها به ترک، اعوجاج و تنش حرارتی نیز میتواند افزایش یابد.
برای این فولادها، پیشگرم مناسب، یکنواختی دما، انتخاب محیط کوئنچ و تمپر سریع پس از سختکاری اهمیت زیادی دارد.
فولادهای زنگنزن را نمیتوان به یک روش واحد عملیات حرارتی کرد. رفتار فولادهای آستنیتی، فریتی، مارتنزیتی، دوپلکس و رسوبسختشونده متفاوت است.
| خانواده | نمونه | رفتار حرارتی |
|---|---|---|
| آستنیتی | 304 / 316 | معمولاً با کوئنچ معمولی مانند فولادهای کربنی سخت نمیشوند |
| مارتنزیتی | 410 / 420 | قابل سختکاری |
| رسوبسختشونده | 17-4PH | Solution + Aging |
| دوپلکس | 2205 | کنترل شدید دما برای حفظ تعادل فازها |
برای فولادهای مارتنزیتی، سیکل آستنیته، کوئنچ و تمپر اهمیت دارد؛ در حالی که فولادهای رسوبسختشونده از سیکلهای محلولسازی و Aging استفاده میکنند.
| نوع کوره | کاربرد | مزیت |
|---|---|---|
| کوره جعبهای | قطعات عمومی | ساده و انعطافپذیر |
| کوره محفظهای اتمسفری | عملیات دقیق | کنترل اتمسفر |
| کوره خلأ | فولاد ابزار و قطعات حساس | کاهش اکسیداسیون و دکربوره |
| کوره پیوسته | تولید انبوه | اتوماسیون و تکرارپذیری |
| کوره نمک | برخی عملیات ابزار | انتقال حرارت سریع |
| کوره گازسوز | قطعات بزرگ | ظرفیت بالا |
| کوره القایی | گرمایش سریع و سختکاری سطحی | تمرکز انرژی و سرعت بالا |
کوره خلأ برای فولادهای ابزار، فولادهای حساس به اکسیداسیون و قطعاتی که کنترل سطح و اعوجاج در آنها اهمیت زیادی دارد بسیار مفید است.
برای فرآیندهایی مانند کربوره، کربنیتراسیون و برخی سختکاریها کنترل ترکیب گاز اهمیت دارد تا از اکسیداسیون و دکربوره ناخواسته جلوگیری شود.
هدف عملیات حرارتی رسیدن به یک «عدد سختی» بهتنهایی نیست. در طراحی صنعتی باید مجموعهای از خواص بررسی شود.
| خاصیت | اثر عملیات حرارتی | اهمیت |
|---|---|---|
| سختی | قابل افزایش یا کاهش | سایش و شکلپذیری |
| استحکام کششی | معمولاً با سختکاری افزایش مییابد | تحمل بار |
| استحکام تسلیم | با ریزساختار تغییر میکند | بارگذاری دائم |
| چقرمگی | با تمپر قابل افزایش | ضربه و شکست |
| مقاومت سایشی | با سختکاری افزایش مییابد | چرخدنده و ابزار |
| مقاومت خستگی | وابسته به ساختار و تنش پسماند | شفت و دنده |
| پایداری ابعادی | به سیکل و آستنیت باقیمانده وابسته | ابزار دقیق |
| نوع فولاد | عملیات پیشنهادی | هدف |
|---|---|---|
| کمکربن | آنیل / نرماله / سمانتاسیون | شکلپذیری یا سختی سطح |
| متوسطکربن | Q+T / القایی | استحکام و سختی |
| پرکربن | سختکاری + تمپر / کرویسازی | سختی و ماشینکاری |
| 4140 | Q+T / نیتراسیون / القایی | استحکام و سطح مقاوم |
| 4340 | Q+T | استحکام و چقرمگی بالا |
| 16MnCr5 | سمانتاسیون | پوسته سخت و مغز چقرمه |
| 20MnCr5 | سمانتاسیون | چرخدنده و انتقال قدرت |
| 18CrNiMo7-6 | سمانتاسیون + سختکاری | چرخدنده سنگین |
| D2 | پیشگرم + سختکاری + تمپر | مقاومت سایشی |
| H13 | پیشگرم + سختکاری + تمپر | کار گرم و شوک حرارتی |
| 52100 | سختکاری + تمپر دقیق | بلبرینگ و رولبرینگ |
| 50CrV4 | سختکاری + تمپر | فنر و خستگی |
| گرید | دسته | عملیات اصلی | کاربرد |
|---|---|---|---|
| C45 / CK45 / 1045 | متوسط کربن | Q+T / Induction | شفت، محور، چرخ |
| 4140 / 42CrMo4 | آلیاژی Cr-Mo | Q+T / Induction / Nitriding | شفت، دنده، قطعات صنعتی |
| 4340 / 34CrNiMo6 | Ni-Cr-Mo | Q+T | قطعات بسیار پرتنش |
| 16MnCr5 | سمانته | Carburizing | دنده و پینیون |
| 20MnCr5 | سمانته | Carburizing | دنده و شفت |
| 18CrNiMo7-6 | سمانته آلیاژی | Carburizing | گیربکسهای سنگین |
| 8620 | سمانته | Carburizing | دنده و شفت |
| 52100 / 100Cr6 | بلبرینگ | Hardening + Tempering | رولر و رینگ بیرینگ |
| 50CrV4 | فنر | Hardening + Tempering | فنر و قطعات الاستیک |
| D2 | سردکار | Hardening + Tempering | قالب و ابزار |
| H13 | گرمکار | Hardening + Multiple Tempering | قالب دایکست و فورج |
| 17-4PH | زنگنزن PH | Solution + Aging | قطعات مقاوم به خوردگی و استحکام بالا |
| روش | مکانیزم | عمق معمول | اعوجاج | کاربرد شاخص |
|---|---|---|---|---|
| سمانتاسیون | نفوذ کربن | متوسط تا زیاد | متوسط | چرخدنده |
| کربنیتراسیون | نفوذ C + N | کم تا متوسط | متوسط | قطعات کوچک |
| نیتراسیون | نفوذ N | کم | کم | شفت و قطعات دقیق |
| نیتروکربوره | نفوذ N + C | کم | کم | سایش و اصطکاک |
| القایی | گرمایش سطحی | قابل کنترل | کم تا متوسط | شفت و دنده |
| شعلهای | گرمایش شعلهای | متغیر | متوسط | قطعات بزرگ |
اگر سیکل عملیات حرارتی صحیح طراحی نشود، ممکن است مشکلات زیر ایجاد شوند:
برای تأیید عملیات حرارتی نباید فقط به یک تست سختی اکتفا کرد.
| آزمون | هدف |
|---|---|
| Hardness | کنترل سختی سطح یا مغز |
| Microstructure | تأیید ریزساختار |
| Case Depth | اندازهگیری عمق لایه سخت |
| Dimensional Inspection | کنترل تغییر ابعاد |
| Jominy | بررسی سختیپذیری |
| UT / MT | تشخیص برخی عیوب و ترکها |
| Tensile Test | بررسی خواص مکانیکی |
اگر چرخدنده به مقاومت سایشی بالا و مغز چقرمه نیاز داشته باشد، فولادهای سمانته مانند 16MnCr5، 20MnCr5، ۸۶۲۰ یا 18CrNiMo7-۶ میتوانند گزینههای مناسب باشند و معمولاً فرآیند کربوره و سختکاری سطحی برای آنها بررسی میشود.
برای شفتی مانند ۴۱۴۰ یا 42CrMo4 میتوان بسته به بار و شرایط کاری از Q+T، سختکاری القایی یا نیتراسیون استفاده کرد.
فولاد ۵۲۱۰۰ یا 100Cr6 معمولاً با سیکل سختکاری و تمپر دقیق برای دستیابی به سختی، مقاومت خستگی و پایداری ابعادی مناسب عملیات میشود.
راهنمای تجهیزات و روشهای گرمکردن بیرینگ
برای فولادهایی مانند D2، انتخاب صحیح پیشگرم، آستنیته، کوئنچ و تمپر برای کنترل اعوجاج و دستیابی به مقاومت سایشی اهمیت بسیار زیادی دارد.
برای فولاد H13، مقاومت در برابر نرمشدن در دمای بالا، شوک حرارتی و ترک حرارتی باید همزمان در طراحی عملیات حرارتی لحاظ شود.
| اگر هدف شما این است… | ابتدا این روشها را بررسی کنید |
|---|---|
| فقط کاهش سختی | آنیل |
| اصلاح ساختار | نرماله |
| ماشینکاری بهتر فولاد پرکربن | کرویسازی |
| استحکام حجمی بالا | Q+T |
| سطح سخت + مغز نرم | سمانتاسیون |
| سطح سخت با اعوجاج پایین | نیتراسیون |
| سختکاری سریع موضعی | القایی |
| مقاومت سایشی ابزار | سختکاری فولاد ابزار + تمپر |
| مقاومت دمای بالا | فولاد گرمکار + سیکل مناسب |
| مقاومت خستگی فنر | سختکاری + تمپر فولاد فنری |
برای ایجاد ساختار کلاستری قوی، این صفحه باید به صفحات تخصصی مواد، گیربکس، بیرینگ و هیتر القایی سایت لینک بدهد:
فرآیندی کنترلشده برای تغییر ریزساختار و خواص فولاد از طریق گرمایش، نگهداری و سرمایش است.
یک روش واحد برای همه فولادها وجود ندارد. انتخاب عملیات به گرید، ترکیب شیمیایی، ابعاد قطعه و خواص موردنیاز بستگی دارد.
Q+T یعنی Quenching and Tempering؛ یعنی سختکاری با کوئنچ و سپس تمپر برای ایجاد ترکیب مناسب سختی، استحکام و چقرمگی.
در آنیل، سرمایش معمولاً آهستهتر و عمدتاً داخل کوره انجام میشود؛ در نرماله قطعه معمولاً پس از آستنیته در هوا سرد میشود و ساختار حاصل معمولاً ریزتر و سختتر است.
برای فولادهای کمکربن مخصوص سختکاری سطحی مانند 16MnCr5، 20MnCr5، ۸۶۲۰ و برخی فولادهای Ni-Cr-Mo استفاده میشود.
در کاربردهای معمول، ۴۱۴۰ بیشتر برای Q+T، سختکاری القایی و نیتراسیون بررسی میشود. انتخاب سمانتاسیون باید با توجه به طراحی و مشخصات موردنیاز انجام شود و انتخاب استاندارد آن با فولادهای مخصوص سمانتاسیون یکسان نیست.
برای بسیاری از کاربردها Q+T گزینه اصلی است؛ برای مقاومت سطحی بیشتر، نیتراسیون یا سختکاری القایی نیز میتواند بررسی شود.
بسته به کاربرد، نرماله، Q+T و سختکاری القایی از گزینههای رایج هستند.
سختی مارتنزیتی فولاد کمکربن محدود است. برای دستیابی به سطح بسیار سخت معمولاً روشهای سختکاری سطحی مانند سمانتاسیون یا روشهای مناسب دیگر بررسی میشوند.
سختی مقدار مقاومت ماده در برابر نفوذ است؛ سختیپذیری توانایی فولاد برای ایجاد سختی در عمق قطعه پس از عملیات سختکاری است.
برای کاهش تردی و تنشهای داخلی و ایجاد تعادل بهتر بین سختی، استحکام و چقرمگی.
کوره خلأ و کورههای اتمسفر کنترلشده در بسیاری از فولادهای ابزار گزینههای مناسبی هستند، زیرا کنترل اکسیداسیون، دکربوره و اعوجاج اهمیت زیادی دارد.
برای شفت، محور، چرخدنده، پینیون، بادامک و قطعاتی که فقط سطح آنها باید سخت شود، سختکاری القایی یکی از روشهای مهم است.
ابتدا جنس و استاندارد فولاد، سپس خواص موردنیاز، ابعاد، بارگذاری، سایش، دما، عمق سختی و محدودیت اعوجاج تعیین میشود و بعد سیکل عملیات حرارتی انتخاب میگردد.
عملیات حرارتی فولاد، فرآیندی برای کنترل ریزساختار و خواص مهندسی قطعه است. انتخاب درست بین آنیل، نرماله، تنشزدایی، سختکاری، تمپر، Q+T، سمانتاسیون، نیتراسیون، سختکاری القایی، آستمپرینگ و سایر روشها باید بر اساس جنس و کاربرد واقعی قطعه انجام شود.
برای فولادهای سمانته مانند 16MnCr5 و 20MnCr5، هدف اصلی معمولاً ایجاد سطح سخت و مغز چقرمه است. برای فولادهای ۴۱۴۰ و ۴۳۴۰ عملیات Q+T در بسیاری از کاربردها اهمیت دارد. فولادهای سردکار مانند D2 به کنترل دقیق سختکاری و تمپر برای دستیابی به مقاومت سایشی و پایداری ابعادی نیاز دارند و فولادهای گرمکار مانند H13 علاوه بر سختی به مقاومت در برابر نرمشدن، شوک حرارتی و ترک حرارتی نیازمندند.
در نهایت، یک عملیات حرارتی موفق فقط با رسیدن به سختی مشخص تعریف نمیشود؛ ریزساختار، عمق سختی، استحکام، چقرمگی، اعوجاج، آستنیت باقیمانده و کیفیت سطح نیز باید کنترل شوند.
اگر نوع فولاد، ابعاد قطعه، سختی موردنیاز، بار، سرعت، شرایط کاری و کاربرد قطعه مشخص باشد، میتوان فرآیند مناسب شامل پیشگرم، آستنیته، کوئنچ، تمپر، سمانتاسیون، نیتراسیون یا سختکاری القایی را از نظر مهندسی بررسی کرد.